تأیید دانشجویان سرگرمی دانشجو افزایش

تأیید: دانشجویان سرگرمی دانشجو افزایش سرگرمی بیا تو بخندیم کارتون منتخب روز

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی با رضا ضراب ارتباطی نداشتم/ برداشت 30 هزارمیلیارد با مجوز شورای امنیت بوده ،

رئیس کل سابق بانک مرکزی گفت: بابک زنجانی با ما در بانک مرکزی کاری نداشت. طرف حساب ِ وزارت نفت بود. نفت ما را کسی نمی خرید ایشان جهت ما نفت می فروخت.

با رضا ضراب ارتباطی نداشتم/ برداشت 30 هزارمیلیارد با مجوز شورای امنیت بوده ،

بهمنی: با رضا ضراب ارتباطی نداشتم/ زنجانی جهت ما نفت می فروخت/ ابزار نظارتی جهت کنترل خاوری نداشتم/ برداشت 30 هزارمیلیارد با مجوز شورای امنیت بوده

عبارات مهم : مرکزی

به عالی ترین وجه توانستیم تحریم ها را مدیریت کنیم و نگذاشتیم مردم متوجه شوند.

رئیس کل سابق بانک مرکزی گفت: بابک زنجانی با ما در بانک مرکزی کاری نداشت. طرف حساب ِ وزارت نفت بود. نفت ما را کسی نمی خرید ایشان جهت ما نفت می فروخت.

با رضا ضراب ارتباطی نداشتم/ برداشت 30 هزارمیلیارد با مجوز شورای امنیت بوده ،

رئیس کل بانک مرکزی دولت محمود احمدی نژاد در گفت وگو با ایلنا، به بسیاری از پرسش های پیش آمده در چند سال اخیر از جمله مجوزدادن ها به موسسات اعتباری، نحوه ورود بابک زنجانی و ادعای تازه رضا ضراب مبنی بر ملاقات و ارتباط با وی پاسخ داد.

محمود بهمنی که امروز نماینده مردم طالقان در مجلس شورای اسلامی است همراه با مدارک و نامه هایی که داشت در این گفت وگو به تشریح بخش هایی از فعالیت های اقتصادی و ستاد تدابیر خاص که در دوران اوج تحریم ها تشکیل شده است بود، پرداخت.

رئیس کل سابق بانک مرکزی گفت: بابک زنجانی با ما در بانک مرکزی کاری نداشت. طرف حساب ِ وزارت نفت بود. نفت ما را کسی نمی خرید ایشان جهت ما نفت می فروخت.

*آقای بهمنی در روزهای گذشته رضا ضراب نزد دادستان یکی از دادگاه های آمریکا اعتراف کرده است که با شخص شما و محمود احمدی نژاد ملاقات داشته هست. آیا شما در طول مدیریت خود ایشان را دیده اید؟

زمانی که من مدیر کل بانک مرکزی بودم هفت بار بدترین تحریم ها را مدیریت کردم. این کار من بود. حالا اینکه یکی الان به من بگوید که آیا مدیریت کردی حرف بیخودی است این تاکید مقام معظم رهبری بود. در مورد ضراب هم من اصلا ایشان را ندیدم.

*ضراب می گوید شما با احمدی نژاد ملاقات داشته اید. حالا نه ملاقات حضور شاید منظورش نوعی از ارتباط بوده است.

نه من تاکید می کنم که با ایشان هیچ جلسه ای نداشتم و فکر نکنم احمدی نژاد هم با وی ملاقات داشته هست. ضمن آن که ضراب عنوان کرده من با این افراد جلسه داشتم که تحریم ها را دور بزنیم و حتی نگفته که پرسشها مالی ای وجود داشته که مربوط به خودمان بوده هست. ما در آن دوره وظیفه داشتیم که تحریم ها را مدیریت کنیم و فکر کنم عالی ترین مدیریت در طول تاریخ تحریم های کشور عزیزمان ایران بوده هست. آن هم در شرایطی که گزینه نظامی روی میز بود و ورود پول به کشور ممنوع بود و بانک مرکزی عملا هیچ فعالیت بین المللی ای نمی توانست داشته باشد.

با رضا ضراب ارتباطی نداشتم/ برداشت 30 هزارمیلیارد با مجوز شورای امنیت بوده ،

*دولتی که آن سیاست خارجی را داشت نتیجه اش همین تحریم ها بود. ضمن آنکه ما در آن دوران هم شاهد سقوط آزاد در بخش های متفاوت اقتصادی بودیم.

شما انتظار دارید به علت تحریم، فروش نفت ما محدود هست، نتوانیم پول وارد کشور کنیم آنوقت همه چیز گل و بلبل باشد؟ وظیفه ما این است که سیاست هایی را که مدیران ارشد نظام تبیین کرده اند را اجرا کنیم. ما یک وظیفه ای داریم که آن را باید انجام دهیم ما کار سیاسی نمی کنیم. من دوباره تاکید می کنم که به عالی ترین وجه توانستیم تحریم ها را مدیریت کنیم و نگذاشتیم مردم متوجه شوند.

*مردم که همه فهمیدند، پرایدی که شش میلیون بود بیست میلیون تومان شد. این حرف غلط است مردم با تمام وجود از هر طرف تحریم را حس کردند.

رئیس کل سابق بانک مرکزی گفت: بابک زنجانی با ما در بانک مرکزی کاری نداشت. طرف حساب ِ وزارت نفت بود. نفت ما را کسی نمی خرید ایشان جهت ما نفت می فروخت.

ما نگذاشتیم مردم صدمه ببینند و به عالی ترین وجه اوضاع را کنترل کردیم. بالاترین تورم در دولت احمدی نژاد در آخر سال 91 بود که به 30.9 دهم درصد رسید. این آمار دقیق بانک مرکزی است حالا هر کسی که رقم دیگری ادعا می کند جهت خودش هست. تورم میانگین شاخص قیمت ها در آخر سال هست. حالا اگر وسط سال آن را بگیریم شاید رقم بالایی باشد ولی شاخص آخر سال اسفندماه 91 بود که 30.9 بود. جهت محاسبه تورم هیچ وقت میانه سال را ملاک نمی گیرند.

*اگر این طور است بعد چطور می گویند بالاترین تورم در دوران آقای هاشمی بوده و رقم آن به 50 درصد رسیده است.

این رقم 49.4 دهم درصد بود که در سال 72 رخ داد. من آن وقت هم در بانک مرکزی مشغول بودم. در واقع من در تمامی دولت ها در بانک مرکزی کار کرده ام. کار من سیاسی نیست بلکه فنی هست. جهت همین از این ارقام اطلاع دارم. ما اگر می خواهیم تورم را مقایسه کنیم باید آخر سال را ملاک قرار دهیم. آن آقایی که می گوید تورم در سال 91 بالای 40 درصد بوده بیخود می گوید. این حرف ها سیاسی هست. سوابق بانک مرکزی موجود هست. نقدینگی ما در آن وقت 30.8 دهم درصد بود یعنی 435 هزار میلیارد. الان این رقم یک هزار و 435 میلیارد شده است هست. تاکید می کنم این رقم نقدینگی در آخر سال هست. حالا ما با تمام این پرسشها کشور را به عالی ترین وجه اداره می کردیم.

با رضا ضراب ارتباطی نداشتم/ برداشت 30 هزارمیلیارد با مجوز شورای امنیت بوده ،

*خب نتیجه مدیریت شما به وجود آوردن بابک زنجانی بود.

آقای زنجانی با ما در بانک مرکزی کاری نداشت. طرف حساب ِ وزارت نفت بود. نفت ما را کسی نمی خرید ایشان جهت ما نفت می فروخت.

*بانک مرکزی ایشان را تایید نکرد؟

من الان نامه ای در جیبم دارم که در آن نوشته شده است به ایشان ارز پرداخت شود ولی من جلوی این مصوبه را گرفتم من در آن نامه نوشتم که ما ارزی نداریم که به ایشان بدهیم اگر می خواهید پولی به ایشان پرداخت شود از محل وزارت نفت بدهید. این نامه مصوبه ستاد تدابیر خاص بود که من جلوی اجرایی شدن آن را گرفتم. تاریخ این نامه تیر ماه سال 91 است که نوشته بانک مرکزی درخواست ارز شرکت نیکو در هالک بانک ترکیه را به حساب فلان بانک واریز نماید.

من زیر همین نامه داخل پرانتز با خط خودم نوشتم که اگر می خواهید چنین مبلغی را به این شرکت پرداخت کنید از محل وزارت نفت بدهید. امضای مردها شمس الدین حسینی (وزیر اقتصاد)، غضنفری (وزیر صنعت و معدن) و قاسمی (وزیر نفت) به همراه امضای من در زیر نامه هست. در واقع من جلوی چنین مصوبه ای را گرفتم. حالا این مصوبه قبلش باید 11 امضا می گرفت و بعد در شورای امنیت ملی تایید می شد و در نهایت به ستاد تدابیر خاص می آمد. مردها من را درخواست کردند و من به عنوان مطلع رفتم و در این خصوص توضیح دادم.

*ضراب مدعی شده است فایل صوتی دارد و به همراه پدرش پیش شما آمده است.

اصلا با ضراب یا افراد وابسته به وی جلسه ای نداشتم. اگر هم داشته باشم کار من جلسه هست. مدیر بانک مرکزی در تمام دنیا می تواند با همه جلسه بگذارد. مهم آن است که چه نتیجه ای گرفته شود. تنها ادعای ضراب آنجاست که ما با اینها جلسه گذاشتیم و تحریم ها را دور زدیم ولی من تحریم ها را لو ندادم بلکه آن را مدیریت کردم و مدیریت تحریم را جزو افتخارات خودم می دانم.

*پدیده بابک زنجانی چطور به وجود آمد؟

این پدیده به ما ارتباطی ندارد ما فقط تحریم را مدیریت کردیم و تلاش کردیم کشور را در آن شرایط خاص سرپا نگه داریم. ما در آن وقت باید نفت را می فروختیم و نقل و انتقال پول را انجام می دادیم. ما باید کشور را حفظ می کردیم. حجاج می درخواست کردند حج بروند و پول نقد نیاز داشتند. این در حالی بود که آن وقت از آن طرف پول دادن ممنوع بود.

*در آن وقت بحث دلار و زیاد کردن قیمت هم مطرح بود و ما شاهد جهش قیمت دلار بودیم.

ما در آن وقت دو میلیون و 350 هزار بشکه نفت می فروختیم که یکدفعه تبدیل به 700 هزار بشکه شد. این یعنی درآمد کشور به یک سوم کم کردن پیدا کرد. حالا با این اوصاف شما انتظار داشتید که دلار 500 تومان شود؟

*به عنوان مدیر کل بانک مرکزی به احمدی نژاد و مجموعه دولت و دستگاه دیپلماسی نمی گفتید سیاست ها را عوض کنید. کشور بر اثر تحریم به تنگنا می رود؟

اگر الان تحریم شروع شود باز هم به بانک مرکزی هیچ ربطی ندارد. نباید پرسشها سیاسی را با اقتصادی قاطی کرد. من به عنوان مدیر بانک مرکزی می بینم نظام چه تصمیمی می گیرد و بر آن اساس، حوزه مسوولیت خود را مدیریت می کنم.

*خب شما به عنوان یک مدیر ارشد، نقش مشاور نظام را هم دارید. می توانستید به آنها توصیه کنید.

نظام تصمیم می گیرد. من نمی توانم بگویم با فلان جا سازش کن و با فلان جا واکنش‌ها دیگری داشته باش. نظام مصلحت را می بیند و سایر ارگان ها باید خود را با آن تطبیق دهند. اگر تطبیق دادند آن وقت نظام حرکت می کند ولی اگر خلاف آن حرکت کردند همدیگر را خنثی می کنند. مثل الان که قیمت سود سپرده ها را پایین آورده و به قیمت دلار دست نمی زنند. نتیجه آن می شود که مقدار زیادی پول به بازار سرمایه می رود. قیمت سهام اوج رفته و قیمت طلا و سکه زیاد کردن پیدا می کند.

این پرسشها همه با یکدیگر مرتبط هستند یک مجموعه در صورتی حرکت می کند که همه اجزای آن با هم هماهنگ باشند. شورای امنیت ملی و نظام تصمیم می گیرد و می گوید ما باید فلان راه را برویم در این شرایط بانک مرکزی می گوید که چکار کند که در این مسیر عالی ترین حرکت را داشته باشد. بنا بر این ما در آن وقت به این فکر بودیم که چکار کنیم، حالا که گزینه نظامی روی میز است باید فکر کنیم که گندم و داروی دو سال آینده مردم چطور تامین شود.

*روحانی گفت وقت تحویل دولت، ذخیره گندم جهت یک هفته بود.

همان وقت که می گفتند دولت ورشکسته شده است ما چند صد تن طلا در خزانه داشتیم و بالای 106 میلیارد دلار پول در صندوق موجود بود. این حرف ها دیگر چیست؟ ما حتی آینده نگری کرده بودیم که اگر وارد جنگ شویم بتوانیم هفت – هشت سال کشور را اداره کنیم. این حرف ها اصلا معنی ندارد.

*یعنی در آن وقت انتظار جنگ را هم داشتید.

بله داشتیم. بعد جهت چه چندصد تن طلا را در خزانه گذاشتیم که آوردن آنها نیز داستانی دارد. با این کارها جهت مدیریت بحران و مدیریت تحریم هست. ممکن است بعضی ها بگویند دور زدن که من این لفظ را به کار نمی برم .

*نظام در بحث جنگ تا کجا پیش رفت و چه کارهایی انجام داد؟

ما باید اقتصاد مقاومتی را اجرا کنیم که اگر تنگناهای اقتصادی پیش آمد و یک هنگامی که درخواست کردند ما را اذیت کنند چهار – پنج سال ارز مورد نیاز خود را داشته باشیم و بتوانیم دارو و گندم وارد کنیم نه اینکه امروز همه را خرج کنیم و بعد بگوییم آن موقع خدا بزرگ هست. ما مدیریت کردیم حالا هر چه می خواهند نام آن را بگذارند. ما کشور را با نقدینگی 435 هزار میلیارد تومانی تحویل دادیم.

*چرا رضا ضراب مشخصا از شما نام می برد و نمی گوید با کسانی دیگر ارتباط داشته؟ می گوید بهمنی و احمدی نژاد؟

او گفته که در دور زدن تحریم کشور عزیزمان ایران با مدیر جمهور ترکیه و کشور عزیزمان ایران هماهنگ بودم و با من نیز جلسه داشته هست. در این باره تنها می توان این توضیح را داد جز مدیر کل بانک مرکزی چه کسی ورود و خروج ارز را کنترل می کند؟ طبیعتا کسی دیگر این قدرت را ندارد و مدیر کل بانک مرکزی است که خزانه دار کل کشور است.

*شما از مدیریت تحریم و نقش مثبت آن صحبت می کنید آیا فکر نمی کنید می شد بهتر از این اوضاع کشور را در آن وقت اداره کرد؟

ما طوری کشور را مدیریت بحران و تحریم کردیم که هنگامی که آمریکا و اروپا در رکود اقتصادی رفت ما را دعوت کردند و من به اتفاق بعضی از مردها به آنجا رفتم و طرح دادیم که آنها از رکود خارج شوند و موفق شدند.

*یعنی شما با بانک جهانی و فدرال رزرو آمریکا جلسه گذاشتید و در خصوص بحران به آنها طرح دادید و آنها نیز در رکود خارج شدند؟

در سال 2008 من با 47 سال سابقه بانکی و اقتصادی به بانک جهانی رفتم و با آنها صحبت کردم در واقع آنها من را دعوت کردند و جلساتی با فدرال رزرو نیز داشتیم که چه کار کنند که از این رکود و بحران خارج شوند. در کشور عزیزمان ایران نخبگانی هستند که خیلی راحت می توانند مسئله امروز کشور را در حوزه اقتصادی حل کنند. ما امروز مسئله مالی یا در زمینه نفت و گاز کمبودی نداریم. مسئله مان مدیریت هست. آیا جوانان فارغ التحصیل ما در خیابان رها هستند و کسانی سر کار هستند که می بینیم ذات آنها یک چیز دیگر است؟ باید این مدیریت ها و جابه جایی ها اصلاح شود.

یعنی منظور شما ژن خوب است؟ اخیرا نام پسر شما نیز اخیرا مظرح شده است است.

پسر من 34 سال سن دارد و دکترای عمران و سازه و شهرسازی را با معدل 18 از دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران دریافت کرده است و آشنا به زبان آلمانی و انگلیسی هست. یک اختراع دارد و جزو نخبگان محسوب می شود و امروز در دانشگاه درس می دهد. حالا این پسر اشتباه کرده که در هشتگرد رزومه داده و به عنوان شهردار گزینش شده؟ آیا به این فرد، ژن خوب می گویند؟ قطعا اگر پسر من نبود می توانست شهردار شود. آن موقع از او می درخواست کردند که در دانشگاه استنفورد آمریکا درس بدهد که من نگذاشتم. چون ما ایرانی ها نمی گذاریم فرزند های ما بروند آمریکا درس بدهند چون پیش خودمان تعهداتی داریم. حالا عده ای می گویند چنین فردی نباید شهردار شود. یک نفر و یا آقایی که جزو فرقه ضاله است پیدا می شود و در دیوان عدالت اداری نامه ای می دهد و سنگی در چاه می اندازد که صد عاقل نمی توان آن را دربیاورند.

*منظور شما از فرقه ذاله چه کسی است؟

حالا بگذریم.

*پسر شما در کدام دانشگاه کشور عزیزمان ایران تدریس می کند؟

در دانشگاه آزاد و هر دانشگاهی می رود چون مجبور است و جزو هیات علمی نیست. این بنده خدا گناه نکرده که پسر بهمنی شده است و چون عده ای با پدرش عناد دارند جهت پسرش هم مسئله ایجاد می کنند.

*چرا از بین این همه فرد تحصیل کرده فقط فرزندان مدیران و مسوولان در سنین جوانی پست های مدیریتی می گیرند؟

من دوتا پسر دارم که یکی از آنها مهندس تخصصی است ولی فامیلی خود را عوض کرده که نگویند پسر بهمنی هست. این کار را قبل از عنوان شهردار شدن آن یکی پسرم انجام داد چون هر جا می رفت می گفتند پسر بهمنی هست. الان اوضاع طوری شده است که پسر بهمنی، مدیر جمهور و وزیر باید سرشان را زمین بگذارند. این که نمی شود. همین کاری که با مریم میرزاخانی کردند که رفت آن طرف دنیا و جهت آنها بزرگ ترین ریاضیدان شد و اینجا ما 170 امضا جمع می کنیم که بتوانیم فرزند وی را تبعه کشور عزیزمان ایران کنیم. ما باید این نگاه و رویه را اصلاح کنیم.

*زنجانی چطور با دولت کار می کرد؟

من به روال کاری زنجانی آشنایی ندارم ولی می دانستم که با نفت کار می کند و باید پول فروش نفت را به خزانه می ریخته. در این هفت سال هر کسی که پول به خزانه ریخته من حاضرم در قبال آن جواب بعد بدهم.

*شما ایشان را تایید کردید؟

به من ربطی نداشت. هر کسی یک وظیفه ای دارد. وزارت نفت مسئول فروش است و مکلف است پولش را به حساب بانک مرکزی بریزد. آن وقت ما 14.5 درصد به خودش و 2 درصد به مناطق محروم می دهیم و بقیه را به پیکره بودجه انتقال یافته می کنیم. حالا من با بابک زنجانی چکار دارم که بخواهم با او جلسه بگذارم و یا او را تایید کنم؟

*به هر حال شما جزو مدیران ارشد بانک مرکزی بودید و می دانستید که یک فردی خارج از چهارچوب های دولت و اداری دارد این حجم از سرمایه کشور را جابه جا می کند.

سوال من این است که آیا ما باید نفت را در آن وقت می فروختیم یا نه؟ دولتی ها که نمی توانستند نفت را بفروشند بعد باید بخش شخصی این کار را می کرد. الان هم اگر نفت را تحریم کنند ما باید نفت را بفروشیم. قطعا در این مواقع مسائلی مانند بابک زنجانی پیش می آمد.

*یعنی اگر باز هم تحریم شویم باز هم باید همین رویه و همین فرمول را در پیش بگیریم؟

صد درصد. اگر تحریم شویم باید خارج از سیستم نفت خود را بفروشیم. خیلی از حرف ها را نمی توان زد ولی انشاءالله روزی می رسد که بعضی از اتفاقات را که در آن دوران افتاد را بیان خواهم کرد. ولی ما هنگامی که خارج از سیستم بخواهیم نفت را بفروشیم ممکن است مشکلاتی به وجود آید. یک تاجر عادی صد معامله می کند شاید یکی از آن معامله ها به مسئله بخورد. ولی این امر جهت دولتی ها تفاوت می کند. من در آن وقت طلا به قیمت هر اونس 354 دلار خریدم که بعد قیمت آن شد 1700 دلار. هیچ کس نگفت دستت درد نکند. کار ما این بود که نظام را حفظ کنیم. یک مدیر باید ریسک داشته باشد.

اما الان اگر یک مدیر ریسک کند 500 بار دیوان محاسبات او را احضار می کند و شرکت های نظارتی پدر آن را در می آورد. چه کسی را تا حالا به جرم کار نکردن محاکمه کرده اند؟ باید کاری کنیم که اگر مدیری هزار کار مثبت داشت و یک کار غلط انجام داد از آن حمایت کنیم. در بعضی از مواقع تصمیمات و سیاست ها موجب می شود که تولید بخوابد و تورم کوتاه مدت به وجود آید ما باید آن را بپذیریم و با آن کنار بیاییم.

* در مورد تعاونی های اعتباری توضیح دهید. زیاد آنها در وقت مدیریت شما به وجود آمده اند.

ما 1700 تعاونی را در آن وقت ساماندهی کردیم و یک نفر هم از سپرده گذاران اعتراض نکرد. به این موسسات وزارت تعاون مجوز داده بود مثل قرض الحسنه نیروی انتظامی که ما اینها را جمع کردیم. حالا یکی می گوید که شما آمده اید از ثامن الحجج تقدیر کردید. بله من این کار را کردم چون همین موسسه 23 موسسه کوچک را جمع کرد الان هم اگر یکی 10 موسسه را جمع کند دست او را می بوسم. در آن وقت معاون نظارتی به من پیشنهاد داد که هر موسسه ای که بتواند حداقل 23 موسسه را جمع کند به او موافقت اصولی بدهیم. این یعنی پول 23 موسسه که وضع ارزش خراب است را سامان بدهد.

*پس درواقع شما از همان وقت شروع به یکی کردن این موسسات کردید؟

بله. بعضی می گویند اینها داشتند ورشکست می شدند ولی من این را قبول ندارم ما می خواستیم این 1700 موسسه را تبدیل به 13 یا 14 موسسه کنیم و مجوز شورای امنیت را نیز گرفتیم. قصدمان از ابتدا این بود که با روان مردم بازی نکنیم. مجوز فعالیت این موسسات را قبل از ما به دولت احمدی نژاد داده بودند ما باید ساماندهی می کردیم که 4 درصد از آنها در نهایت باقی ماند که همین 14 موسسه ای هستند که امروز وجود دارد که قرار شد آنها هم در نهایت ساماندهی شوند ولی شرایط جور دیگری شد.

اینطور نیست که شما فکر کنید مجوز این موسسات را سیف یا بهمنی داده اند. آنها از قبل فعالیت می کردند. شما اگر یک معتاد را ببینید نمی توانید وی را بکشید. بلکه باید کت و شلوار تنش کنید و از کارتن خوابی رهایش کنید. این معتاد وجود داشته و ما شروع به سامان دادن آن کردیم. این پرسشها بسیار ظریف است و اگر اشتباه کنیم همان ضرب المثل قدیمی می شود که خر خسته است و صاحب خر ناراحت.

*جریان برداشت شبانه از بانک ها را در وقت مدیریت خودتان توضیح دهید. ماجرای اینکه بانک مرکزی در یک پنجشنبه شب 30 هزار میلیارد از حساب بانک های متفاوت برداشت کرد چه بود؟

در آن وقت ما ارز را به بانک های دولتی و شخصی دادیم که با آن گشایش اعتبار انجام دهد. ولی بعضی از بانک ها آن را در بازار فروختند و دلار 1226 ریالی را در بازار آزاد 1900 تومان عرضه کردند. ما آن وقت 58 بازرس فرستادیم که مشخص شد 32 هزار میلیارد تومان مابه التفاوت این فروش شده است هست. به بانک های متخلف مهلت سه ماهه دادیم که این رقم را به خزانه برگردانند. از شورای امنیت هم مجوز گرفتیم و 30 هزار میلیارد از حساب های آنها را به نسبت تخلف برداشت شد. ولی بعدا دیوان محاسبات به من گفت آن را برگردان و اگر این کار را نکنی تو را انفصال دائم از خدمت می کنیم.

من هم گفتم 47 سال است خدمت کردم و انفصال خدایی هستم. حالا اگر راست می گویند آن 2000 میلیارد تومان باقیمانده را برگردانند و بگویند من اشتباه کرده ام. همه گفتند برداشت شبانه از حساب ها ولی هیچ کس نگفت 30 هزار میلیارد پول به خزانه برگشت داده شده است هست. اگر می گفتند دستت درد نکند دنبال 2 هزار میلیارد باقیمانده هم می رفتم و آن را نیز برمی گرداندم. خیلی چیزهای دیگر وجود دارد ولی بعضی می ترسند دنبال فساد بروند و مبارزه با آن هزینه دارد و خیلی سخت هست. پشت فساد خیلی قرص و محکم است و متاسفانه خیلی جاها رسوخ کرده، ما جهت هفت سال کار باید هفتاد سال جواب بدهیم و هنوز دارم به دیوان محاسبات جواب بعد می دهم در صورتی که همه کارهایی که کردم جهت کشور بود.

*آیا عملکرد دولت احمدی نژاد باعث پرسشها به وجود آمده نبود؟

عملکرد آن چه ربطی به من دارد؟ من با همه دولت ها کار کردم. اگر این دولت هم می خواست جهت آنها نیز کار می کردم و خیلی راحت تر اوضاع موجود را جمع می کردم. اگر هر کسی با هر دولتی کار کرد که مجرم نیست. من همان سال ها چند بار استعفا دادم ولی شرایط طوری بود که باید می ماندم و کشور را حفظ می کردیم. الان هم کسی می تواند بگوید من یک ریال برداشت داشته ام بیاید ثابت کند. دیوان محاسبات نمی بیند که من چند صد تن طلا را وارد کشور کردم ولی برداشت 30 هزار میلیارد را می بیند. من تقدیر نمی خواهم ولی حداقل اینقدر من را نبرند و بیاورند .

*آیا شما دادگاهی هم شده است اید؟

خیر فقط به عنوان مطلع در دادگاه حاضر شده است ام. هنگامی که تخلف نکرده ام و جهت منافع کشور کار کردم مشکلی ندارم. فکر می کنید آیا الان مدیران کار نمی کنند؟ ما کلی برنامه و فکر داشتیم که کشور را مدیریت کنیم .

*در پرونده بابک زنجانی چطور؟

در آنجا نیز به عنوان مطلع احضار شدم

*چرا زیاد اختلاس در دوران شما رخ داد؟

وقتی یک رییس شعبه درجه 2 که در طبقه چهارم نشسته و پول را در کیف سامسونت می گذارد و بیرون می رود من چطور باید آن را کنترل کنم؟ این درست نیست که اگر زیر مجموعه هر یک از قوا در یکی از شهرستان های کوچک اشتباه کرد بگوییم رییس آن قوه مقصر است .

*در پرونده خاوری چطور؟

مگر من جهت ایشان حکم زدم؟ انتصاب ایشان هیچ ربطی به بانک مرکزی نداشت. حالا این اتفاق افتاد من ِ رییس کل بانک مرکزی چطور می توانستم جلوی آن را بگیرم؟ در واقع ابزار نظارتی نداشتم.

*این صحبت ها به این معنی است که هماهنگی میان بدنه اقتصادی دولت احمدی نژاد و مشخصا وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و رییس جمهور نبوده هست. آیا این را قبول دارید؟

خیلی اتفاق ها می افتد ولی آیا آن کسی که روحش خبر ندارد مقصر است؟ می گویم فلان بانک دولتی اختلاس کرده حالا آن بانک زیر مجموعه دولت بوده؟ این وسط بانک مرکزی چکاره هست. شاید آن فرد آدم سالمی بوده است ولی انحراف یک درصد است و ظرفیت انسان ها متفاوت. ممکن است بگوییم نظارت باید باشد این حرف درست است همین نظارت بود که در جریان پرونده 3 هزار میلیاردی یک بانک که حداکثر می توانست بیش از 20 درصد سرمایه خود را تسهیلات داده بود، ورود کردیم و عاملان آن مجازات شدند. باید شرکت های نظارتی تقویت شود و بعضی از واقعیت های موجود در بطن جامعه را قبول کرد. امروز اگر بخواهیم هزار میلیارد را به خزانه برگردانیم باید کار را به اعدام بکشانیم تا این امر محقق شود .

*در کارنامه شما نقطه منفی وجود دارد ؟

شاید سه سال پیش من اشکالاتی داشتم ولی الان با سابقه 47 ساله بانکی به هر کشوری که می رویم احترام خاصی می گذارند. 26 کشور من را دعوت کرده اند که جهت خروج از بحران و رکود به آنها طرح بدهم ولی در داخل می گویند فلانی به درد نمی خورد. در واقع همان مثل معروف که مرغ همسایه غاز است تکرار شده است هست. امروز اگر رییس جمهور درست گزینش کند و هر کس را جای خود بگذارد جامعه به سرعت سمت اصلاح می رود.

وقتی کسی این کاره نیست و تخصص ندارد چه انتظاری از آن دارید؟ هنگامی که نمی داند بانک چیست نباید انتظار حل بحران را داشته باشیم. البته منظور من آقای سیف نیست چون ایشان با تجربه هست. دولت باید از افراد با تجربه استفاده کند و افراد 80 ساله به مجلس بفرستد تا قانون بنویسد و افراد 30 ساله را در سمت های اجرایی قرار دهد. امیدواریم روزی همه چیز جای خود باشد آن وقت می بینیم کشور چقدر راحت حرکت می کند.

واژه های کلیدی: مرکزی | مدیریت | مدیریت | تحریم ها | احمدی نژاد | احمدی نژاد | بابک زنجانی | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz